تبليغاتX
آنک انسان - روز واپسین

یکی از شکل دهنده های اهداف انسان ، نگاهی است که او به غایت جهانش دارد. به زعم عده ای زندگی مهم می شود اگر در آن تکرار باشد، پايان کار دوباره آغاز راه شود و انسان فنا را پشت سر گذاشته و ابدی شود. همهنگام می توان نگريست به اندیشه ای که همه چیز را یکبار می بیند و یکبار باور می کند. به زعم او تجربه ای تکرار شونده در پیش نیست هر آنچه هست همين است و چاره ای جز باور به آن نيست.

اما اثر نگرشهای فوق به نحو قابل توجهی متفاوت است. اگر جهان به نحو فزاينده ای تکرار شود زندگی کابوس می شود. اگر مغولها بارها و بارها به ایران حمله کنند کابوس وحشت هیچ کس را رها نمی کند اما اینک به سادگی می توان از اعرابی سخن گفت که وارد ایران شدند بامهای زرتشتیان را کوتاه تر کردند از بامهای مسلمان.  و چه بناها و يادبودها نسوزاندند. چرا که اعراب فقط یکبار حمله کردند. اگر بایستی انتخابی کنیم، سخت است که از غایت کار مطمئن شویم هر یک از دو طرف را که انتخاب کنیم باز نمی توانیم حسرت آن انتخاب يا بهجت اين انتخاب را داشته باشیم. مثالی می زنم : دو دوست يکی انتخاب می کند کار بکند و دیگری انتخاب می کند درس بخواند. آیا پس از گذشت سالها می توان در مورد تصمیم هر یک از اینان سخن گفت؟ این فقط یک انتخاب است و نه چیز دیگر. این انتخاب هیچ وقت بدیل خود را نشان نمی دهد. اگر بخواهیم قضاوت کنیم باید دوباره مجال انتخاب را فراهم کنیم و آنگاه کارنامه هر یک بسنجیم. اما حیف که تکراری وجود ندارد و چه خوشبختیم که این تکرار اتفاق نمی افتد. ما هیچ وقت نمی توانیم سایه مهیب تکرار را بر زندگیمان تحمل کنیم. تکرار شدن دردناک است. اما یکبار هم قابل قبول نیست. نمی توان از آن دفاع کرد. چرا که نقیض و مشابه ندارد. یکبار قبول نیست. یکبار هیچ است.
انسانی که غایت محور و آخرالزمانی باشد کارش راحتتر است، برایش انتخاب چندان شوری برنمی انگیزد. برای او هرچه باشد اول و آخر این کتاب مشخص است. هر آنچه در این میان تقلا بیشتر کنیم تأثير چندانی در وقت و کیفیت آنچه باید اتفاق بیفتد ندارد. این نگرش انسان را سربه زیر و متحمل می کند ، او می تواند تا روز قيامت صبور باشد. صبر می کند، ظلم را تحمل می کند، برایش مهم این است که آن روز زودتر اتفاق بیفتد و او سریعتر به جاودانگی برسد.. امروز مهم نیست ، امروز یکبار است در میان آن چندين بار. روزی که اغاز می شود و پایان ندارد. و پس از آن تکرار ... تکرار ... و  تکرار.

اندیشه ای که می تواند به خود بقولاند که این انتخاب فقط یکبار اتفاق می افتد ، دقت می کند ، مسئولیت می پذیرد و خود را فریب نمی دهد. او می داند این اولین و آخرین انتخاب اوست. و نیز او لذت می برد. او درد نیز می کشد دردی که پله ترقی او برای انتخابهای بعدی است چرا که او هربار می آموزد که فرصتش فقط یکبار است. ترحمی نیست. تعارفی هم نیست. پایان کار همیشه پایان کار است. او نمی تواند خود را فریب دهد. روزی آیا می تواند دوباره انتخاب کند؟ نه مسلم آنست که کار همینجا تمام می شود. او درمقابل هيچ، عمری جاودانه دارد. ۶۰ سال عمر او آنقدر زیاد است که می تواند خود را جاودانه بداند اما همهنگام مراقب است که از هر لحظه لحظه این عمر فایده ببرد و فایده برساند. او مراقب و دوست ثانیه هاست. زمان برای او بسیار مهم است.

باور کردن به روز واپسین شخصیت انسانها را شکل می بخشد. قبول کردن این طرف یا آن طرف می تواند ما را فعال یا خموده کند. مهم این است که بدانیم آیا تکرار را دوست داریم یا به روزی که بایستی همه چیز از نو شروع شود باور نداریم. اما در نهایت این نیز خود یک انتخاب است. انتخابی که پس از مرگ دیگر امکان واگشایی و ارزیابی آنرا نداريم. تمام انتخابها از جمله این انتخاب غیر قابل سنجش و به طرز دردناکی پذيرفتنی اند. انتخاب و يا عدم انتخاب باور به روز قضاوت نيز خود يک انتخاب است.

+ نوشته شده توسط انسان در چهارشنبه 1386/05/17 و ساعت 19:25 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin