تبليغاتX
آنک انسان

دوست دارم میزان و عمق خشونت را حدس بزنم نگاه کنم پیش بینی کنم . دوست دارم نگاه کنم وقتی دو نفر سر همدیگر داد می زنند ولی هیچکدام جرأت آنرا ندارد که حتی سیلی بر دیگری بزند. خودم هیچگاه درگیر جنگ و دعوا نشده ام در بدترین شرایط با خود این سخن ابن سینا را تکرار کرده ام : من از گاو می ترسم چون دو شاخ دارد ولی عقل ندارد. اما وقتی داستان عوض می شود و پای خون به میان می آید وقتی دو طرف از مرز سخن پا فراتر می گذارند احساس تهوع می کنم دیگر بازی برایم جذاب نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انسان در دوشنبه 1386/01/27 و ساعت 19:27 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 یکی از وظایف جامعه شناس سؤال کردن از بدیهیاتی است که مردم در مورد آن فکر نمی کنند. مسلم است که جمله همه غر می زنند و این غر زدن بی فایده است بداهت منطقی ندارد پس همهنگام باید پرسید آیا همه انتقاد می کنند ؟ غر زدن و انتقاد به یک معنا ست ؟ آیا نارضایتی برای تغییر و حرکت اجتماعی کافی است و نيز باز باید پرسید آنانکه انتقاد نمی کنند چه می کنند یا آنان که انتقاد می کنند به جای انتقاد چه باید بکنند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انسان در دوشنبه 1386/01/27 و ساعت 14:57 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این مقاله ها 1و2 درباره و از ماکس وبر خواندنی است. یکی از شاهکارهای وبر کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری است. مقدمه این کتاب به قدری عمیق و مهم است که به عنوان یکی از شاخصهای تعریف مدرنیسم مطرح است. روح مطلب وبر در این کتاب بر این است که عقاید و اخلاق پوریتن ها(puritans) باعث تأثیر بر رشد و توسعه کاپیتالیزم شده است.

او در مقدمه کتابش سخن از این می گشاید که چگونه شد که در تمامی دنیا با وجود انواع تمدنها و ادیان تنها در غرب و باز تنها جایی سرمایه داری بوجود آمد که اخلاق پروتستانی و ایده پوریتن ها جاری بود. او نشان می دهد حتی بوجود آمدن علوم مدرن ، صنعت و توسعه به معنی مشخص و علمی آن فقط در سایه اخلاق پروتستانی بوجود آمده است. اگرچه امروزه بر این سخن وبر نقد بسیار است و آنرا بیانیه ای در مقابل تفسیر دیالکتیکی مارکس و شرح تاریخی او از شیوه تولید بر می نهند و تبیین تحولات تاریخی را ناگزیر از چند بعدی بودن می دانند اما بایستی خاطر نشان نمود که کار او علمی ، دقیق و بخصوص برای جامعه دینی ارتدوکس ما مفید و ضروری است. باید راه توسعه را از میان آزاد سازی انسان از واسطه های این جهانی و آن جهانی پی جست. اصول و عقاید پایه ای که به عقیده ماکس وبر باعث شد تلاش پوریتن ها در جهت دست یافتن به ثروت و انباشت آن به مثابه سرمایه و نه ثروت اندوزی باشد را دراینجا می توانید بیابید.

 این هم به خاطر بحث دیشب با بعضی ها!!!

+ نوشته شده توسط انسان در شنبه 1386/01/18 و ساعت 16:0 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اما پس از آغاز دوران مدرن و بخصوص پس از تعاریف فروید بر مفهوم رابطه جنسی بین دو جنس مخالف اوضاع قدری رو به تغییر نهاد. عشق که همچنان چیزی مقدس بود ؛ از تقدس زدایی و افسون پیرایی عصر مدرن بر حاشیه امن نماند و با سخن فروید مبنی بر داستان جسم و عشق بازی تن ، جدای از روح و آنچه که ذهنی نامیده می شد فاتحت آن خوانده شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انسان در شنبه 1386/01/18 و ساعت 14:14 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اصلا دوست ندارم سیاسی بنویسم. ولی این چند تا خبر را کنار هم بگذارید.

۱. ابتدا تونی بلر یک اولتیماتوم می دهد. (یا حداقل لحن تندی از ۴۸ ساعت پر تنش و سرنوشت ساز)  بی بی سی

۲. کاریکاتور روز آن لاین در تاریخ ۱۵/۱/۸۵ در وب سایت درج می شود.

۳. بریتانیاییها در تاریخ ۱۵/۱/۸۵ در ساعت ۱۶ آزاد می شوند.

۴. جناب آقای حسین درخشان (با پروکسی) چاپ کاریکاتور در روزآن لاین را به کژفهمی نیک آهنگ کوثر نسبت داده و آی داد و بیداد.(آقا متفاوت باش ولی بدقلقی نکن)

۵. و از آن جایی که خبر آزادی بریتانیایی ها در همان روز پخش می شود و باز از آن جایی که معمولا برای کشیدن کاریکاتور مدت زمان قابل توجهی بایستی در اختیار نیک اهنگ کوثر باشد پس

۵.۱ یا نیک آهنگ کوثر عامل نفوذی دولت مردمی احمدی نژاد است که می دانست بزودی گروگانها!!!آزاد می شوند. اما چون کاریکاتور او علیه این ژست آزادسازی بریتانیاییهاست و نیز از آنجایی که آدم نفوذی بایستی همگام با ارگانی که در آن رخنه کرده است باشد پس نتیجه می گیریم تمامی عوامل روز آن لاین  نفوذی بوده اند.

۵.۲ و یا ایشان وصل به عالم غیب بوده و از شب چهارشنبه به ایشان الهام شده بود که همچین خبرهایی است که در آن صورت چون القائات عالم غیب فقط برای کسانی صادر می شود که حامی دولت باشند پس باز هم اینها همگی نفوذی و گماشته دولت جمهوری اسلامی هستند.

۵.۳ هر دو مورد بالا

نتیجه : نیک آهنگ کوثر حیا کن!     روز آن لاین رو رها کن!     علم درخشان به پا کن!

ضمنا این رو هم بخونین!  نوشته ابراهیم نبویه!

و این مطلب از مسعود بهنود.

  

+ نوشته شده توسط انسان در پنجشنبه 1386/01/16 و ساعت 18:23 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به نظر میرسداین مشکل از دو جا سر بر می آورد ، ابتدا آنکه ما به ریا ورزیدن عادت کرده ایم . ریا در مقامی ارزشمند و مفید فایده است که ریا ورزیده شده ( کسی یا کسانی که طرف مقابل عمل ما هستند) ما را بشناسد و این دورویی برای ما از نظر مادی و معنوی مفید فایده باشد. خاستگاه دیگر نوعی خودخواهی است که در پوشش دیگر خواهی مخفی می شود. باور نمی کنید بسادگی شانس دست یافتن به موقعیت های ویژه را محدود کنید. تعداد بلیط های هواپیما را در لیست انتظار کم کنید، این گونه شایعه پراکنید که ناهار برای همگان نیست.  در این گونه مواقع خواهید دید که حتی همین نقاب دیگر خواهی فرو می افتد و خودخواهی چهره بر می فرازد.  این خودخواهی ماست که برای نشان دادن خود و افزودن بر حیثیت اجتماعی این گونه تواضع را و دیگر خواهی را به جان می خرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انسان در پنجشنبه 1386/01/16 و ساعت 17:42 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیایید فرض کنیم داستان این فیلم سرا پا دروغ است ، اصلا از بیخ و بن هیچ اتفاقی نیفتاده است. آیا می توانیم تمامی تاریخ را نیز سرپوش نهیم . تاریخ یک واقعیت است. در مقابل متجاوزان ، مظلومان قرار می گیرند ، اگر ما در آن جنگ بد نبوده ایم و اگر کوروش چنین و چنان بود پس ایرانی در بتخانه های هندوستان پی چه می گشت ، آغا محمد خان در اطراف و اکناف ایران دختران زیباروی را برای چه از سرسفره عقد به حرمسرای شاهانه خود به غارت می برد. تقصیرسرها و چشم های بیشمار دریده شده در تاریخ ایرانی فقط  متوجه عرب ها و مغولها و افغانهاست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انسان در شنبه 1386/01/11 و ساعت 17:13 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برای من این مجموعه شعر از سید علی صالحی وحشتناک است منظورم از وحشتناک احساس آمیخته ای از دلهره ، خواستن ، ترس از نرسیدن بی قراری و مانندهای آن .یاد آور روزهای عاشقی و جنون. آنچنان که گویی دلم می خواهد بترکد  وقتی می شنوم :

 خداحافظ ...!
خداحافظ پردهْ‌نشين محفوظِ گريه‌ها
خداحافظ عزيزِ بوسه‌های معصومِ هفت‌سالگی
خداحافظ گُلم، خوبم، خواهرم
خلاصه‌ی هر چه همين هوای هميشه‌ی عصمت!
خداحافظ ... ای خواهر بی‌دليل رفتن‌ها
خداحافظ ...!

این روزها فقط دوست دارم از دور بنشینم و نگاه کنم روزهای عاشقی و بی قراری را. روزی دکتر از من پرسید "دوست داری آن روزها دوباره برگردند". گفتم " راستش را بخواهی بعضی وقتها دلم بی قرار آن روزهاست ولی نه! می دانم که دیگر تحمل دیدن آن همه مصایب شیرین را ندارم . آری دیگر در آستانه دهه چهارم عمرم پیر شده ام. تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخواستم.

مطلبی و مصاحبه ای از سیدعلی صالحی در رادیو زمانه یاد آن روزهایم انداخت رفتم و سایتش را یافتم با همه شعرهایش. بخوانید

 

+ نوشته شده توسط انسان در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت 15:49 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Thomas More:

 I am a mystic in my own way. In my social life I have a sphere where I am flexible but also a sphere where I am unvarying. Anyone who treats me through the first sphere will find me easy, flexible, with a sense of humor. But if anyone deals with me through the other sphere and destroy my humanity, then he will find me hard, serious, and inflexible. Even if I am taken to the guillotine like Thomas More I will not repent and you are free to try it.

نقل از روز آن لاین  

+ نوشته شده توسط انسان در پنجشنبه 1386/01/09 و ساعت 15:13 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin